hale up kardan nadaraaaaaaaaaaaaaam dg
dg h0sele up kardan nadaam husele ghaleb g0zashtan
nadaram h0sele kh0damam nadaram
kary dashtid mail bezaniiiiiiid
mer30 babye
email: fredy9649@yahoo.com
عمومی
dg h0sele up kardan nadaam husele ghaleb g0zashtan
nadaram h0sele kh0damam nadaram
kary dashtid mail bezaniiiiiiid
mer30 babye
email: fredy9649@yahoo.com
ترم اول(ترم جو گيريدگي):
الو سلام ماماني.منم هوشنگ.واي ماماني نمي دوني چقدر اينجا خوبه. دانشگاه فضاي خيلي نازيه.واي خدا خوابگاه رو بگو.وقتي فكر مي كنم امشب روي تختي مي خوابم كه قبل از من يه عالمه از نخبه ها و دانشمنداي اين مملكت توش خوابيدن - و جرقه اكتشافات علمي از همين مكان به سرشون زده – تنم مور مور ميشه..راستي اينجا تو خوابگاه يه بوي مخصوصي مياد كه شبيه بوي خونه اصغر شيره اي همسايه بغليمونه.دانشجوهاي سال هاي بالاتر ميگن اين بوي علم و دانشه! لامسب اينقدر بوي علم و دانش توي فضا شديده كه آدم مدهوش ميشه!!! پريشب يكي از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمويت بيمارستان!
ترم 2(ترم عاشق شدگي):
آه اي مريم.اي عشق من.همه زندگي من.مي خواهم درختي شوم و بر بالاي سرت سايه بيفكنم تا بر شاخسار من نغمه سرايي كني.ميخواهمت با تمام وجود عزيزم.همه پول و سرمايه من متعلق به توست.بدون تو اين دنيا رو نمي خوام.كي ميشه اين درس من تموم شه تا بيام بات ازدواج كنم...امروز يك ساعت پشت پنجره كلاستون بودم و داشتم رخ زيبايت را كه همچون پروانه اي در كلاس ميدرخشيدي تماشا مي كردم...
ترم 3(ترم افسردگي):
الو مامان سلام.مريم منو ول كرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولين عشقم بود دارم ميميرم از غصه .اي خدا بيا منو بكش راحتم كن.مامان من اين زندگي رو نمي خوام.....
ترم 4(ترم زرنگ شدگي):
الو سلام مهشيد جون خوبي عزيزم؟منم پژمان! كجايي نفس؟ نيستي؟دلم تنگ شده واست گنجشك كوچولوي من.بيا ببينمت قربونت برم...مهشيد جون من پشت خطي دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ ميزنم.......
الو به به سلام چطوري ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت مي كردم.. پيرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوي من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم يه ذره شده واست.باشه عزيزم فردا ساعت 11 پارك پشت دانشكده دارو....
ترم5 (ترم مشروطه گي):
الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط ميشم.2 نمره بم بده.به خدا ديشب بابابم سكته كرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شكست الان تو آي سي يو بستريه. منم ضربه روحي خوردم دچار فراموشي شدم اصلاً شما رو هم يادم نمياد ....قول ميدم جبران كنم....
ترم 6(ترم ولخرجيدگي) :
الو مامان من خونه مي خوام ! راستي اون 50 تومني كه 3 روز پيش فرستادي تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!
ترم7 (ترم پاتوقيده گي):
سلام داش مصي! حاجي دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنير شيرازياي رديف بيار كه مهمون دارم. 3 صوت هم آيس بيار مي خوايم فضا پيمايي كنيم.نوكرتم.آقايي
ترم8 (ترم فارغ التحصيلگي):
الو سلام خانم.واسه اين آگهي كه توي روزنامه داديد تماس گرفتم.فرموده بوديد آبدارچي با مدرك ليسانس و روابط عمومي بالا....
دفترچه خاطرات خدا
امروز در بارگاه مشغول محاسبات فيزيكي براي نصب و راه اندازي سياره هاي جديد بوديم …دستور داده ايم آتش زير گاليله را زياد كنند تا مردك اينگونه براي ما زحمت درست نكند! مردم سرشان به كار خودشان گرم بود و يك خورشيد بود و يك ماه و مقداري ستاره كه چسبانده بوديم طاق آسمان ! حالا همه فضول شده اند و هر روز به يك جاي كار ما سرك مي كشند! چشم درست كرده اند پدرسوخته ها كه ته و توي عالم را وارسي كنند! هر سوراخي مي بينند اين چشمشان را فرو مي كنند تويش ببينند چه خبر است!دستور داده ايم در آزمايشگاه بارگاه در مورد تغييرات نسل هاي اخير بندگان تحقيق كنند! چند قرني است خيلي فضول شده اند!
از صندوق قرض الحسنه بهشت تماس گرفته اند وافراد اقتصادي را كه وام گرفته و پس نداده اند اعلام كرده اند! يكي نوح است كه وام براي كشتي سازي گرفته بوده و ورشكست شده ، ديگران هم ابراهيم و اسماعيل و نوادگان و نتيجه گانشان هستند كه همگي سند خانه خودمان كعبه را گرويي گذاشته اند .
از جهنم خبر رسيده است كه سوخت تمام شده است و آتشي در كار نيست ! مغضوبين به جاي عذاب و آتش از شدت سرما روي ويبره هستند! ملك سوخت را احضار كرديم .. نوسان قيمت جهاني نفت و تصميمات اوپك را بهانه كرده است ! دستور فرموديم از ذخيره سوخت بارگاه علي الحساب يك حواله صادر كنند تا اهالي جهنم دچار ذات الريه نشوند و خرج اضافي پشت دستمان بگذارند!
به ميكاييل دستور داديم در مورد اين مردك احمدي نژاد و دار و دسته اش گزارش مبسوطي تهيه كند. مثل اينكه اطلاعاتي در مورد عالم غيب و همينطور بنده غايبمان مهدي دارد!
از اداره بازرگاني بهشت تماس گرفته اند در مناطق بالانشين بهشت مومنين بر روي رودخانه شير و عسل سدسازي كرده اند و در املاك خود درياچه مصنوعي ساخته اند! و شير و عسل را در مناطق پاييني سهميه بندي كرده و به صورت يارانه اي به فروش مي رسانند! و سود قابل توجهي به جيب مي زنند! محتمل است ريش ملك هاي سازمان شير و عسل را چرب كرده باشند! امان از دست مومنين!
وضعيت اقتصادي دربار كمي آشفته شده ،ملك اقتصاد را احضار كرده ايم ....بحران اقتصادي آمريكا را بهانه كرده است! دستور داده ايم يك فروند كارت سوخت نامحدود از سهميه الهي خودمان براي آتش كريستف كلمب صادر كنند! هر چه آتش است از گور همين پدرسوخته در مي آيد!
چند روزي است فكر مي كنم نانت نبود ، آبت نبود؟! ملك و حوري ات دم دست نبود؟! خلقت اين آدميزادت چه بود ديگر؟! از روز خلقت اين موجود دوپا و فضول آسايش نداشته ايم . هر كاري برايشان مي كنيم يك چيزي هم طلبكار مي شوند! هميشه دنبال واسطه و پارتي هستند! جالب اينجاست كه واسطه ها اعتبارشان از ما بالاتر رفته
به نام خدا
روزي دختر و پسري در حال برگشتن از فيلم بودند.
پسر از سكوتي كه در ميان آنها روان بود متوجه شد اتفاق خاصي افتاده است.
دختر از پسر خواست تا ماشين را نگاه دارد تا او صحبت كند.
دختر به پسر گفت كه احساسش نسبت به پسر عوض شده و زمان آن رسيده كه هر كس به دنبال كار خود برود.
پسر در حالي كه داشت دست در جيب خود ميكرد تا نوشته اي تا شده را به دختر بدهد قطره اشكي بر صورتش روان شد.
در همان زمان راننده اي مست در حال رانندگي با سرعت بالا در همان خيابان بود.
راننده مست ناگهان منحرف شد و دقيقا به سمت راننده ماشيني كه دختر و پسر در آن بودند برخورد كرد و پسر را كشت.
به طور معجزه آسايي دختر زنده ماند و به ياد نوشته افتاد آن را باز كرد و خواند.پسر اينطور نوشته بود:
" بدون عشق تو من خواهم مرد. "
عشق واقعي و بدون ترس يعني دوست داشتن يك نفر به دليل لياقتها، تواناييها و مهارتهاي اجتماعي و فردي او؛ در يك كلام دوست داشتن و احترام گذاشتن به زن يا مردي كه رفتار و حركات او باعث آرامش، افتخار و امنيت ما ميشود. خيلي از ما يا از عشق ميترسيم يا آن را نفي ميكنيم يا آنچنان در دام افكار عاشقانه و رمانتيك گرفتار ميشويم كه بيرون آمدن از همه اين حالتها براي ما محال است. گروهي ديگر هم به دليل ترس - ترسهاي مختلف به دلايل مختلف - سعي ميكنيم تا مثلا عاشق بشويم و زندگي مشترك را با اين مثلا عشق، شروع كنيم. در همه اين شرايط هيچكدام از ما «عشق آزادانه» را تجربه نميكنيم و «عشق ناشي از ترس» هميشه در زندگي ما ميماند.
احساسات دروغ
«سال سوم دانشگاه بودم كه نسبت به يكي از همكلاسيهايم احساس خاصي پيدا كردم. نميدانم چه حسي بود اما هر بار كه او را ميديدم، اين حس به سراغم ميآمد. كمكم باور كردم كه ميتوانم به او نزديك شوم. تلاش كردم و به نظر خودم توانستم توجهش را به خودم جلب كنم. با هم آشنا شديم اما... رابطه ما بهراحتي و با پيدا شدن نفر سوم سرد شد و عاقبت هم بههم خورد. الان كه به گذشته فكر ميكنم، به نظرم حس يكي از ما به ديگري دروغ يا شايد هم كاذب بود. همان زمان هم ميترسيدم و ميدانستم رابطه ما چفت و بست درستي ندارد اما مشكل را پيدا نميكردم».روانشناسان معتقدند بسياري از ما حتي بعد از ازدواج، تا مدتها با احساسات دروغ زندگي ميكنيم. «عشق دروغ» هم يكي از آنهاست و يكي از مشخصترين نشانههاي اين عشق هم «ترس» است. ترس از بههم خوردن رابطه يا پيوند زناشويي، ترس از تنها ماندن و در نتيجه آزاد نگذاشتن طرف مقابل به هر شكل ممكن، ترس از پيداشدن نفر سوم در زندگي مشترك يا در دوران آشنايي پيش از ازدواج و... نمونههاي بارز عشق دروغ است. سؤال و جواب كردنهاي بيدليل و بادليل ما هم نشاندهنده بياعتمادي به طرف مقابل است.
عشق؛ چيزي برتر از يك حس«بعد از جدايي از همسر اولم، دوباره عاشق شدم. بعد از يك ماه هم ازدواج كرديم اما الان بعد از جدايي دومام، فكر ميكنم عاشق نبودهام. ترس از حرف مردم، تنهايي و انتقام گرفتن از همسر اولم باعث شد فكر كنم و بعد هم باور كنم كه عاشقم؛ عاشق همسر دومام. ولي اين حس، واقعي نبود.»
به عقيده روانشناسان در اغلب موارد، تنهايي، رقابت با ديگران به دلايل مختلف، پر كردن خلأهاي عاطفي مثل كمبود محبت، انتقام گرفتن از فردي خاص و... جانشين عشق واقعي ميشوند. اين احساسات ما را به سوي «عاشق شدن» هل ميدهند. يادمان باشد كه عشق واقعي يعني دوست داشتن كسي به دليل لياقتها، تواناييها و مهارتهاي فردي و اجتماعي او؛ نه دوست داشتن كسي براي رفع احساسها يا كمبودهاي خودمان.احساساتمان را بشناسيم
«پارسال كه ازدواج كردم هر كس به من ميرسيد، ميپرسيد همسرم را دوست دارم يا نه. نميدانستم چه بگويم! واقعا عاشق بودم يا نه، هنوز هم نميدانم. سعي كردم اين احساس را پيدا كنم تا دفعه بعد براي مردم جوابي داشته باشم ولي فكر ميكنم هنوز هم آن احساس را پيدا نكردهام چون جوابي براي اين سؤال ندارم.»بررسيهاي روانشناسان نشان ميدهد شناختن احساس واقعيما نسبت به طرف مقابل، مهمترين گام براي شروع زندگي موفق است. براي شناخت احساسهايمان، در خلوت و تنهايي و دور از هر هياهويي به اين 4 موضوع صادقانه بينديشيم:
- به دقت به رابطهمان از گذشته تاكنون فكر كنيم. به نحوه آشناييمان، ارتباطمان در اين مدت، راهي كه تابهحال طي كردهايم، صحبتهايي كه بين ما رد و بدل شده و... فكر كنيم و ببينيم تا حالا چه كردهايم.- براي چند روز بدون ارتباط با ديگران و كسي كه طرف مورد نظر ماست، به شرايطي كه الان داريم فكر كنيم. ميتوانيم به وضعيت حال حاضر هر دويمان نمره بدهيم. مثلا بعد از آشنايي با فرد مورد نظر چقدر در كارهايمان موفق بودهايم يا اينكه بعد از اين آشنايي چقدر از برنامههايي كه در زندگي داشتهايم، دور شدهايم؟
- آينده را بررسي كنيم؛ به اين معني كه با انتخاب او به عنوان زن يا شوهر، چه آيندهاي در انتظار ما و حتي فرزندان ماست. مثلا آيا دختر يا پسري كه براي ازدواج انتخاب كردهام، ميتواند مادر يا پدر شايستهاي براي فرزندانم باشد؟ با خودمان روراست باشيم. آينده از همين حالا مشخص است.- فكر كنيم كسي كه عاشق او هستيم، كنار ما نباشد؛ واقعا چه حسي داريم؟ اين حس يا احساسها را روي كاغذ بنويسيم و چند بار بخوانيم تا به حقيقت آن پي ببريم.
مرزي باريك بين عشق و ترس«ميترسم از اينكه...»؛ آدمهاي زيادي را ديدهايم كه از هر 10 جملهاي كه درباره زندگي مشتركشان ميگويند، 8جمله را با اين عبارت شروع ميكنند.
مرز باريكي بين عشق واقعي و عشق ناشي از ترس وجود دارد. در واقع در دوران آشنايي، پس از ازدواج يا حتي سالها پس از آن، زوجها بسياري از كارها و رفتارهايشان را به خاطر «ترس» از طرف مقابل انجام ميدهند يا انجام نميدهند؛ چون عشق واقعي بين آنها نيست و ترس، رفتارهايشان را كنترل ميكند. مثلا هديه گرانقيمت براي همسرمان ميخريم، در حالي كه هنوز نتوانستهايم قرض همكارمان را پس بدهيم. به خاطر ترس از قهر و فريادهاي او همه برنامههاي مورد علاقهاش را انجام ميدهيم، در حالي كه بايد آخر هفته به رئيسمان كاري را تحويل بدهيم و... همه اينها نشان از علاقه نيست بلكه نشاندهنده ترس ما از شريك زندگي است. اين شكل دوست داشتن و در كنار هم ماندن، بدترين شكل ادامه زندگي مشترك يا ادامه آشنايي پيش از ازدواج است. يك بار از خودتان بپرسيد تا كي ميتوانيد -«واقعا» ميتوانيد- اين روال را ادامه بدهيد؟10 قانون عاشقانه
شايد فكر كنيم عشق واقعي و نه عشق شرطي و ناشي از ترس، هيچوقت در دنياي ما وجود نداشته و نخواهد داشت اما اينطور نيست. براي رسيدن به «عشق آزادانه»، يعني ارزشمندترين شكل عشق، كافي است به 10 نكته توجه كنيم. به اين ترتيب، شيريني «اين عشق» هميشه همراه ما خواهد بود.- فقط خودت باش: اگر دوست داريم دوستمان داشته باشند و اين دوستي و عشق تا ابد همينگونه بماند، نبايد هيچوقت در هيچ شرايطي «نقش» بازي كنيم. فقط خودمان باشيم؛ هماني كه هستيم.
- نترسيم: ترس - از هر نوع و به هر دليلي - باعث شكست ما ميشود. صادقانه رفتار كنيم تا روابط سالم و محكمي داشته باشيم.به همسرمان توضيح بدهيم و نترسيم كه توضيح ما را نپذيرد يا باور نكند.
- بيپرده حرف بزنيم: اين به اين معنا نيست كه او را با ركگويي يا بياحترامي برنجانيم بلكه به اين معني است كه اگر از حركتي، حرفي و... رنجيديم، خيلي راحت آن را با شريك زندگيمان در ميان بگذاريم. به اين ترتيب، شك و كدورتها به راحتي برطرف ميشود.- منتظر نباشيم: در مرحله آشنايي يا نامزدي اگر با دلايل منطقي به اين نتيجه رسيديم كه براي هم افراد مناسبي نيستيم، رابطه را از همان مرحله قطع كنيم. بعد از ازدواج هيچ چيز تغيير نميكند.
- متعهد باشيم: بعد از اينكه تصميم جديمان را براي ازدواج گرفتيم، به عهدمان پايبند باشيم.- قصههاي خودمان را باور نكنيم: به خودمان دروغ نگوييم، اطمينان ندهيم و بيدليل خوشحال يا غمگين نشويم؛ فقط بكوشيم تا از بين صحبتها، رفتارها و گفتارهاي طرف مقابل، واقعيتها را ببينيم و باور كنيم. خودمان هم سعي كنيم واقعيترين، درستترين و مشخصترين احساسهايمان را به طرف مقابل هديه كنيم.
- گذشته را فراموش نكنيم اما تلافي نكنيم: اگر در گذشته نامزدي، ازدواج يا ارتباط ناموفقي داشتهايم، هيچوقت آن را از ياد نبريم، اما شكستهاي گذشته را هم سر فرد جديد تلافي نكنيم.- حسابگري را كنار بگذاريم: براي آنكه طرف مقابل را «آزادانه» دوست داشته باشيم، بايد حسابگري را كنار بگذاريم. با وجود اينكه بايد به دقت شرايط طرف مقابل را از هر نظر بررسي كنيم، نبايد كاسب كارانه نيز با مسئله برخورد كنيم.
- مسئوليتپذير باشيم: مسئوليت همه كارهايمان را به عهده بگيريم و به آن پايبند باشيم. اين نشان ميدهد به احساسمان مسلط هستيم و شناخت درستي از حس خودمان و طرف مقابل داريم و رفتارهاي ما كاملا منطقي و عاقلانه است.- عاشق خودمان باشيم: منظور خودخواهي يا خودشيفتگي يا خودبزرگبيني نيست. كسي كه براي خودش ارزش و احترام قائل شود، به ديگران هم احترام ميگذارد و حاضر نميشود ارزش و احترام ديگران را از بين ببرد. او صادقانه عاشق ميشود.
اگه رك و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فكر كنن مي گن چقدر ناز مي كنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن كارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد كنه مي گن يكي رو زير سر داره! اگه حرف شوهرو پيش بكشه مي گن سر و گوشش مي جنبه !
الف) به اندازه تعداد سكه هاي مهريه اش !
ب) به اندازه تعداد قطعات جهيزيه اش !
ج) به اندازه تعداد صفر هاي جلوي مبلغ موجودي حساب بانكي اش !
د) به اندازه تمام ستاره هاي آسمان در روز !
? - چه عاملي سبب شد تا شما به خواستگاري عيالتان برويد ؟!
الف) جووني كردم !
ب) سادگي كردم !
ج) گول خوردم !
د) من كه نرفتم خواستگاري ، اون اومد !
? - اگر خدايي ناكرده عيالتان فوت كند شما چه كار مي كنيد ؟!
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال مي شويد !
ب) اول خرما و بعد شاباش مي دهيد !
ج) اول قبرستان و بعد محضر مي رويد !
د) انشاا… بقاي عمر ? تاي ديگر باشه !
? - ملاك شما در انتخاب عيالتان چه بوده است ؟!
الف) املاك پدرش !
ب) دارايي پدرش !
ج) املاك و دارايي پدرش !
د) همه موارد !
? - اگر عيالتان از شما بخواهد كه براي كادوي تولدش يك گردنبد طلا بخريد چكار مي كنيد ؟!
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور مي شويد !
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مريضي مي زنيد !
ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن مي زنيد !
د) آدرس يك بدلي فروشي كار درست را از دوستتان مي گيريد !
? - محبت آميز ترين جمله ايكه به عيالتان گفته ايد چه بوده است ؟!
الف) عزيزم ، امروز صبحانه چي داريم ؟!
ب) عزيزم ، امروز ناهار چي داريم ؟!
ج) عزيزم ، امشب شام چي داريم ؟!
د) من واقعا … من واقعا عاشق …. من واقعا عاشق تو …. من واقعا عاشق تو روبچه با پنيرم !
? - در كارهاي منزل چقدر به عيالتان كمك مي كنيد ؟!
الف) در خوردن غذا با او همكاري مي كنيد !
ب) كانال هاي تلويزيون را شما با كنترل عوض مي كنيد !
ج) موقعي كه عيالتان مشغول تميز كردن منزل يا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشويق مي كنيد !
د) گاهي اوقات كارهاي شخصي تان را خودتان انجام مي دهيد !
? - اگر عيالتان با شما قهر كند براي آشتي كردنش چه كار خواهيد كرد ؟!
الف) شما هم با او قهر مي كنيد تا زمانيكه خودش بيايد منت كشي !
ب) از طريق بكارگيري سيستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتي خواهيد داد !
ج) او را تهديد مي كنيد كه اگر تا ?? بشماريد و آشتي نكند سريعا اقدام به اختيار نمودن همسر جديد مي نماييد !
د) حاضريد يك چيزي هم بدهيد اگر هميشه قهر باشد !
? - نظرتان در مورد اين جمله چيست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زيبا ترين جمله دنياست !
ب) با معنا ترين جمله دنياست !
ج) خوشحال كننده ترين جمله دنياست !
د) تخيلي ترين جمله عصر كنوني است !
?? - در كل ، از زندگي با عيالتان راضي هستيد ؟!
الف) اگر نباشم چيكار كنم ؟!
ب) چاره اي جز اين ندارم !
ج) يك جوري داريم مي سازيم ديگه !
دخترا:
دو ساعت مونده به کلاس از خواب پا ميشن مسواک ميزنن يه يک ربعي جلو آينه با خودشون ور ميرن جوشا و عيب ايراداي صورتشونو بررسي و در جهت بهبود شرايت اقدامات لازم رو به عمل ميارن. صبحانه...
1 چايي ميريزن.مثل ملکه اليزابت ميشينن پشت ميز.نوک کارد رو ميمالن به کره.ميزنن رو نون.
1 ذره عسل.ميزارن تو دهن.در حين جويدن فکر ميکنن که امروز چي بپوشن و کدوم کفش با کدوم مانتو جور در مياد.چنتا لقمه که خوردن پا ميشن.چايي رو نميخورن چون فقط براي بالا بردن کلاس کاريه.
دوباره مسواک ميزنن.
شلوار و مانتو ميپوشن.
باز ميرن جلو آينه ولي اين بار جهت ارتقاع سطح زيبايي شون کوشش لازم رو به عمل ميارن. جوراب رو از سبد جورابا در ميارن ميپوشن.
مقنعه سر ميکنن.
باز ميرن جلو آينه ( کار از محکم کاري عيب نميکنه)
دو تا کتاب سبک ميندازن ته کيف تا مبادا سنگين بشه و استيل راه رفتن به هم بخوره .
وسايل لازم جهت بهبود اوضاع ظاهري هم ميره تو کيف. نگا که کردن ميبينن ده دقيقه مونده به کلاس.
سويچ ور ميدارن تو آينه ي آسانسور يه دستي به صورت ميکشن.
تو پارکينگ استارت ميزنن ماشين ميپره ميخوره به ماشين جلويي.
باز خلاص ميکنه استارت ميزنه پياده ميشه درو وا ميکنه.
را ميفته سپر ماشين گير ميکنه به در.
دنده عقب ميره ميزنه به ماشين پشتي.
بالاخره با سلام و صلوات از پارکينگ مياد بيرون.
پياده ميشه درو ميبنده سوار ميشه تو آينه نگا ميکنه را ميفته.
تو راه چنتا فش ميشنفه دم دانشگاه تو آينه نگا ميکنه پياده ميشه.
ولي تا برسه غيبترو خورده.
پسرا:
نيم ساعت قبل کلاس پا ميشن.
مستقيم ميرن آشپزخونه تو راه يه پس گردني به آبجي کوچولو ميزنن.
چايي ميريزن سر پا نصف نونو ور ميداره با دست پنيرو ور ميداره با انگشت ميماله رو نون همه لقمرو يه باره به زور مشت ميچپونن تو دهن چايي رو سر ميکشن.
تا اون لقمه پايين بره ريششونو ميزنن.
شلوار و پيرن ميپوشن ولي جوراب پيدا نميکنن.
داد ميزنن سر داداش کوچولو.
خلاصه يه لنگه جوراب از زير تخت يه لنگه از تو قفسه کتابا پيدا ميکنن.
کيف و ور ميدارن که خاليه.
سويچ ور ميدارن تو آينه ي آسانسور موهارو با دست شونه ميکنن سه تا آدامس براي جلو گيري از بوي شام ديشب با هم ميزارن تو دهن.
اول درو وا ميکنن استارت ميزنن ميرن بيرون را ميوفتن و در باز ميمونه.
ده دقيقه مونده ميرسن تو کلاس.

ساسان يافته ملقب به ساسي مانكن.ساسي مانكن در 12 آبان 1366 در اهواز متولد شدند و هم اكنون در كرج زندگي ميكنند. تحصيلات وي دانشجوي رشته مهندسي ميكانيك. ساسي از 17 سالگي شروع به خوندن رپ كرد و كار رپ حرفه اي رو از 5 سال پيش در پي گرفت. در اظهارات خود نوشتند كه عاشق خوندن هستن. اكثر موزيك هايي كه از ساسان پخش شده بيشتر موزيك سازي و تكست نويسي خوده ايشون بوده كه خوشبختانه از طرفدارهاي بسيار زيادي برخوردار شده. ساسان يافته فقط يه خواهر داره كه با خودش ميشه 2 فرزند. طرفدار پر و پا قرص استقلال و رنگ آبي هست. هدف ساسي مانكن از خوندن رپ هاي 6.8 شاد كردن مردم حتي براي چند دقيقه.
داستان ساسي مانكن و حسين مخته به زبان ساسان يافته

راههاي اذيت كردن دوست دخترها. پسرا اينا رو حفظ كنيد و در مواقع نياز به كار ببنديد.
هروقت به موبايل شما زنگ زد و مشغول تعريف كردن وقايع روزانه اش بود(كه معمولا اين كار را با افزايش شاخ و برگ و با آب و تاب دادن به آن انجام ميدهد) صحبت هايش را قطع كرده و اعلام نماييد كه پشت خطي داريد و لطف كند و 1 ساعت ديگر تماس بگيرد !
هر وقت خواستيد وي را سوار ماشين كنيد با استفاده از عطر زنانه مادر و يا خواهر محترمتان فضاي ماشين را عطر آگين كنيد و هنگامي كه ازتان پرسيد اين بوي چيست شروع به تناقض گويي كنيد تا تصور كند رقيب دارد!(مسلماً اين عمل بسيار غير انساني است و تنها در صورتي اين كار را انجام دهيد كه مطمئن شويد بعد ها ناحيه اي از وجود شما به نام وجدان شروع به خارش و درد نخواهد كرد)
دائماً اسم وي را اشتباهي صدا كنيد (مثلاً اگر اسمش سارا است او را شيما صدا بزنيد تا هر گونه امكان اشتباه اعم از لپي و ... به ذهنش خطور نكند و به شك بيفتد كه رقيب دارد).اگر هم پرسيد شيما كيست بگوييد دوست دختر قبلي ام كه تيريپي لاو گونه با او داشتم !
مدام به طرز لباس پوشيدن وي گير دهيد .مثال:
شما- اين چه شلواريه؟چرا اينقدر كوتاهه؟مگه بابات پول نداره واست شلوار بخره؟
دوست دخترتان: كجاي شلوار من كوتاهه ؟تا سر قوزك پام اومده!
شما- بد تر!اين چه وضع لباش پوشيدنه؟چرا مثل قرون وسطي تيپ ميزني؟الان همه شلوار كوتاه ميپوشند تو چرا مثل زناي 70 ساله لباس پوشيدي؟!؟!؟!
(البته لازم به ذكر است كه زنان 70 ساله در صورتي كه در قيد حيات باشند هرگز شلوار نمي پوشند و به دليل كهولت سن و نزديك بودن به زمان فسيل شدن فقط دامن مي پوشند.دليلش رو هر وقت 70 ساله شديد مي فهميد!)
از يك هفته قبل از تولد تا يك هفته بعد از تولدش مفقود الاثر شويد و در دسترس نباشيد و هنگامي هم كه از شما درخواست هديه نمود به وي بفرماييد:مگه من و تو واسه هديه دوست شديم؟مهم اينه كه قلبامون پيش همديگه باشه كه هست!(لازم به ذكر است در ساير اعياد سال از قبيل ولنتاين، سالگرد دوستي،روز عيد نوروز و .... نيز همين عمل را انجام دهيد)
هنگامي كه با او قرار داريد يك پاكت مگنا(Magna) گازوييلي خريداري نموده و مانند اگزوز ماشين دائماً از خودتان دود متصاعد كنيد در ضمن دود تهوع آور سيگارتان را نيز مرتباً به سمت وي حواله دهيد
هر وقت با او بيرون ميرويد مانند انسانهاي چشم چران مدام به لنگ و پاچه دختران مردم نگاه بيفكنيد
هنگامي كه دوستش را با خودش سر قرار آورد كانون توجهاتتان به سمت دوستش باشد و قبل از خداحافظي از دوستش بخواهيد شماره اش را به شما بدهد!
و اگر مي خواهيد شورش را در آوريد و حسابي سكه يه پولش كنيد با يكي ديگر از دوست دختر هايتان(كه مطمئناً همه پسر ها براي روز مبادا چنين چيز هايي دارند) به جايي برويد كه مطمئنيد وي و چند تا از دوستان صميمي اش(كه البته شما را هم ميشناسند) آنجا حضور دارند!
- نكته: دختر خانم ها معمولاً به دليل وجود خصلتي به نام حسودي جلوي دوستان صميمي خود پز دوست پسر هاشون را ميدهند حال تصور كنيد كه يك دختري وقتي كه پيش دوستان صميمي اش ميباشد - در حاليكه مشغول تعريف دادن از دوست پسرش- ناگهان دوست پسرش را مشاهده كند كه دست در دست دختري ديگر از آن ناحيه رد ميشوند(اين يكي خيلي حال ميده حتما امتحان كنيد
بعد وقتي باهاش تو پارك قدم مي زنيد اس ام اس هاتون رو چك كنيد و به دختر جماعت نگاه كنيد. ( سعي كنيد درست جلوي چشم دوستتون اين كار را بكنيد )
وقتي پيش دوستتونيد اونيكي دخترا رو نشون بديد و بگيد مثلا: عجب مانتوي باحالي پوشيده
تو ماشين كه هستين و دوستتون در حال گوش دادن به موزيك مورد علاقه شون هستند بزنيد به يه اثر زيبا از دكتر شجريان گوش كنيد
وقتي در كافي شاپ در حال صرف انواع نوشيدني و ... هستيد بي كلاس ترين نوشيدني مثل چايي را سفارش بدهيد
وقتي قراره با هم به مهموني يا ... بريد از درويشانه ترين لباسهايتان استفاده كنيد تا آنتي كلاس عمل كرده باشيد
نتيجه اخلاقي = كلا بي كلاس باشين تا راحت باشين
- هميشه دوست دخترتون رو با اسم دوست دختر قبليتون كه اونم ميشناسه صدا كنيد و (بعد معذرت بخواهيد)
- وقتي از جايي كه با هم چيزي خورديد و شما حساب كرديد بيرون اومديد بگيد:اصلا ارزش نداشت و فقط پولتون رو دور ريختيد.
-آخر نامه ها مثله اين تازه به دوران رسيده ها زرت و زورت ننويسيد (دوستت دارم)
- ولنتاين مسافرت باشيد.
- هميشه يك شاخه گل بهترين هديه هست.
- وقتي موهاش بلنده بهش بگيد كوتاه كنه و اگر كوتاه كرد بگيد: الان فهمبدم هيچ مدل مويي بهت نمياد. بلند كه بود قشنگتر بود.
- به بهانه ي ترافيك 33دقيقه و 14ثانيه دير بريد سر قرار.دانشمندان در آخرين تحقيقات خود ثابت كرده اند كه اگر ديرتر از اين زمان برويد خوشگل مورد نظر (آي كيو همون دختره ديگه) محل را ترك خواهد كرد و اگر زود تر برويد پررو ميشود.
- فقط از رنگ صورتي بدتون مياد (مورد استفاده در 99/99درصد از مواقع)
- از مزه ي رژ لب چندشتون ميشه (وا!!!!!!!!!)
اين ها همش امتحان شده است. فقط يه كم دوست دختر خودتون رو بسنجيد چون به شخصه خود من چندين بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته ام. بايد بگم كه هيچ مسيوليتي هم نميپذيرم. ولي اگه دوست دخترتون يه خورده پررو شد حتما از اين روش ها استفاده كنيد

اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه . پر ميشه از كلمه هاي (( از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكونده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد
---------------------------------------------------------------------------------------
دوستت ندارم به اندازه دنيا چون يه روز تموم مي شه دوستتت ندارم به اندازه دريا چون يه روز خشك مي شه دوستت دارم به اندازه روت كه كم نمي شه غروب مژده بيداري سحر دارد غروب از نفس صبحدم خبر دارد مرا به خويش بخوان همنشين با جان كن مرا به روشني آفتاب مهمان كن
----------------------------------------------------------------------------------------
رفتي و خاطره هاي تو نشسته تو خيالم بي تو من اسير دست آرزو هاي محالم ياد من نبودي اما من به ياد تو شكستم غير تو كه دوري از من دل به هيچ كسي نبستم هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياد من باش وقت بيداري مهتاب عاشقانه ياد من باش .دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم
----------------------------------------------------------------------------------------
شب را دوست دارم بخاطر تاريكي....
تاريكي را دوست دارم بخاطر تنهايي...
تنهايي را دوست دارم بخاطر فكر كردن ...
فكر كردن را دوست دارم بخاطر تو...
تو را دوست دارم بخاطر چشمانت...
------------------------------------------------------------------------------------
چشمانت را دوست دارم بخاطر قطرات اشكي كه ميدانم بر سر مزارم خواهي ريخت چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي... و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!؟؟؟![]()
![]()
![]()